معين الدين محمد زمچى اسفزارى

163

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

گفت بلى ، گفت آن كيست و كجاست ؟ گفت آن جعفر برمكى است در بلخ . شعر « 1 » : و ان كنت من بغداد فى الف فرسخ * تنسمت ريح الجود من آل برمك للسيد حسن الغزنوى « 2 » : خجسته راى او بر ملك راه فتنه بربندد * مبارك روى او بر خلق راه فتح بگشايد سعادت چشم بگشاده كه تا رويش كجا بيند * زمانه گوش بنهاده كه رايش خود چه فرمايد و پدران او از زمان اردشير بابكان وزير و وزيرزاده‌اند و بهار بلخ وقف ايشان است . كه چون دولت ملوك فرس منتهى شد پدر او را ببلخ « 3 » مقام افتاد و ايشانرا كتابهاست در سيرت وزارت [ و قواعد منادمت و سعادت « كذا ظاهرا معاشرت » سلاطين كه فرزندان ايشان ميخوانند و پسران همه بر سيرت و سريرت پدران روزگار ميگذرانند ] « 4 »

--> ( 1 ) - مج : برمكى است در بلخ . شعر و ان كنت . . . مك : برمكى است . و ان كنت . . . ( 2 ) - سيد حسن غزنوى : ( ابو محمد يا ابو يعلى ) حسن بن محمد الحسنى الخراسانى الغزنوى سيد الشعراء . مفخر خراسان . ذو اللسانين . از مشاهير شعراء خراسان و از مردم شهر غزنين و معاصر حكيم سنائى غزنوى و خواجه مسعود سعد و مدّاح ملوك غزنويان بوده است . وفات او در حدود سال 567 ه در سرخس ( يا در دهكده آزادوار از دهستان جوين اتفاق شده و قبر او اكنون در دهكدهء « آزادوار » مذكور موجود و مزارست و عمارت و گنبدى كه بر فراز گور او بنا شده از آثار امراء غزنوى مىباشد . و مصراع اخير در مك : زمانه گوش بنهاده كه تارايش چه فرمايد . ( 3 ) - مج : پدر او را بلخ . مك : پدر او را ببلخ . ( 4 ) - عبارت : [ و قواعد منادمت و سعادت سلاطين كه فرزندان ايشان ميخوانند و پسران همه بر سيرت و سريرت پدران روزگار ميگذرانند ] از زيادات نسخه مج است .